بیا با ما ببین یک دم سـخای شاه درویـشان که لطف و مهرجانان است دعای شاه درویشان
بیایید اندراین حـلقه که ذکراست ودعـاباهم کنــد پاک اندرون ما صــفای شاه درویشان
غزل گویان راه عشق صف اندرصف کـشیدبا هم که فیض حق رسد این دم ورای شاه درویشان
غزل گویید غزل گویان ز وصفش اندراین مجلس به اوج عرش رسد هر دم ثـنای شاه درویشان
هـمه «یاهوزنان»باهـم بگویید از درون ودرد دهد درد درون بهـبود شـفای شاه درویشان
بیایید عاشقان با هم بگویـید از غم هـجران دهد پیوند به این هجران لقـای شاه درویشان
بیـایید عارفـــان حق به گرد پیـر فــرزانه به سـدره می رسد هردم صدای شاه درویشان
بیایید تا زنیم پَر پَر در این حلقه که مجـــذوبان به چشم دل همی بینند ولــای شاه درویشان
بیایید عاقــلان امشب که اندر محفل مستان به دل ها نور فــشاند هم ندای شاه درویشان
بیا در حلقه مـستان که عشّاق و مجــذوبان به تن ســازیم همه با هم ردای شاه درویشان
بیار آن تــخت زرّین را بنه تو هم در این مجلس که آن نه کرسـی وعرش است بنای شاه درویشان
اگر روزی خدا خواهـدکه خیر ما درآن باشـد شوند یاران همه با هم فــدای شاه درویشان
بهاران و خــزان آیند زپی یکـدیگر هرسال بهاران و خزان ماست فــضای شاه درویشان
بــیا ای باد باران زای بـبارآن ابرو باران را که آن ابر و بهاران است هـوای شاه درویشان
بــیا در سبزه زار ما که درآن سبـزه جان ما هزاران گل بیافشاند به پای شـاه درویشـان
بیــا ای پیر درویشان نظرفــرما براین دلها که ما با جان پذیرایــیم صلای شاه درویشـان
اگر گفتیم در این مجلس از این دنیای بی خـویشان جهان پاک و خوشــبختی است همای شاه درویشـان
مگومجنون تواز لیـــلی وزیبایی وجادویش کرامت دارد چون موسی عصای شاه درویشــان
اگرعیسی بکرد زنده به اذن حق کسی را او دل مرده کنـد زنده ضیای شــاه درویــشان
محمد مصطفی سرورکه داشت اعجاز کامل او عطـا فرمود به اذن حق رضـای شاه درویـشان
صحابه بعداز آن حضرت که بودنداز همه برتر عـطاکردندازصـمیم قلب حـیای شاه درویشان
در این بازار پرسودا بیا با ما تو ســـودا کن که باشــد سود سـودایش عطای شاه درویشان
ز لطف بـی کران خویش کند رحمی خدا برما که رحمان ورحیم است هم خدای شاه درویشان
اگر دّرِ ســـخن سُفتم وگر اَسـرار دل گفتم که تا دنــیا بداند هم وفای شاه درویشـــان
عبدالکریم کرد
14/1/95
شمس تبريزي...