عشق

خرید بک لینک

ای عاشقان ای عاشقان از عشق گویید یک سخن تا کام ما شیرین شود خوشبو بگردد هم دهن

از عــشق گو با ما سخن چون بلبلان ای عاشقان پرپرزنان بر روی گل در باغ ودر دشت و دمــن

پروانه ها پرپرزنان برگردشـمع غــوغا کنـــید تا شعله ی شمع پرکشد روشن کند هر ا نجـمن

مجنون بیا دیوانه شـو از عشق آن لیـــلی بگو بگــشا تو این دیوان را با بـوی عطر و یاسمن

فرهاد بیا از بیستون با تیشه ی تیزت دمـــی از قصه ی تلخت بگو واز عشق آن شیرین دهن

خسـرو کجا شـد گو بیـا با عشق تلخ بی ریــا عشق تو شد همچون بهارچون بلبلان اندرسمن

گـوآن زلیخا را بیا از عشق یوسف گــو کمــی ز آن کلبه ی احزان گو و از بوی دور پــیرهـن

ملا جلاالدین بیا با عشق طوفــان زای شـمس تا عشق شمس الدین ما سوزد دل وجان و بدن

زآن عشق تلخ و دردناک از لیلی ومجنون بــگو تا لیلی ما در جــهان پیچد دو زلف پرشــکن

با لیلی ما گو سخن از عشــق و درد وایــن بلا تا همچو مجنون ما شــویم آواره از شهر ووطن

ای عــشق آتش زای مـا ای مسجد اقصای مـا همچون صلاح الدین بیا ای فاتح وسـلطان من

زیباتــویی پاکی چوآب پرمحتوایی چون کتاب بر سبزه ها در سبزه زار برغنچه ها در هرچـمن

ای عــارفان پاک دین رویایتان حق الیــقین یا هو زنان برگرد پیر چون طوطی شَکَّرشِـکن

پروازتان برآســـمان زیباوخوب این جـــهان روزی به صحرا کـن نـظر بر لاله ها و نسترن

ای عشــق خوش سیمای مــا با نرگسان باحـیا برمـــریم از گل ها نگر برغنچه ی دشت ختن

گشتی تو خون آشام جان جایت شد اندردل نهان یکدم بتاب اندرجــهان نورت براین عالم فکن

گـــرتوبتابی برجهان شیران شوندآن روبــهان مـستان شوندازمی خمارازعشق آن زیبا ذقن

دریــــا به جوش آیدچودیگ ازآتش سوزان تو سینا بگرددهمچوریگ شاهین شوندزاغ وزغن

ای عشق تـویی آرام جان یکدم بتاب برآسـمان چــون نجم ثاقب لحظه ای ازما بران تواهرمن

دلــهای پاک وشاد را چون اولیا مســــرورکن بربیستون قلب مانــقشی بکش چون کوهکن

نقــــشی زشیرین کش که آن ازما بماندیادگار تاگوهرشیــرین ما گرددچون آن دُرّعـــدن

بــس کن مگوبیشترازاین آخرشداین شعروغزل روســاربان عشق شوتا توشوی لشــکرشکن

شمس تبريزي...

ما را در سایت شمس تبريزي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 1586 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:15

صفحه بندی